محمد مفيد مستوفى بافقى

219

جامع مفيدى ( فارسى )

اعلى سر خجالت پيش افكنده اشك ندامت بر رخسار روان ساخت . خاقان بنده‌نواز [ با ] مكارم ملكات ملكانه صحايف جرايم او را رقم عفو كشيد . اما بعضى از مفسدان كه شاهزاده را بمخالفت تحريك كرده بودند به ياسا رسانيد و سلطنت خراسان از سمنان و دامغان تا كنار آب آمويه را به شاهزادهء جوان بخت كامران سلطان محمود ميرزا تفويض فرموده و محمد خان اشرف الدين اغلى تكلو امير الامراى خراسان به اتابكى شاهزاده مقرر شد و در اوايل فصل فروردين كه فراش ناميه جهت نزول سلطان گل در فضاى باغ و بستان بساط زمردين مبسوط گردانيد از اقتضاى هواى راحت‌فزاى اردىبهشتى اختلاف در الوان ازهار و رياحين ظاهر و هويدا گرديد . خاقان حشمت آئين بعد از چند روز كه در باغات بهشت بنياد آنجا بر تخت نشسته مجلس انس و بزم نشاط به نور جبين خورشيد قرين شاهزادگان عظمت آئين و امراى بهرام تمكين آرايش داده ارادهء تسخير و فتح دار القرار قندهار بخاطر انورش خطور نموده از راه كنار آب هيرمند پرتو اقبال بدان جانب انداخت و امير سلطان روملو را با جنود معدود پيشتر فرستاد . خواجه كلان حاكم قندهار گذاشته بجانب سند رفت و چون آفتاب چتر فلك‌ساى شاهى از افق ديار قندهار طالع گشت گنجى خواجه بجز طريق اطاعت و متابعت چاره نيافته لاعلاج بدرگاه جهان پناه شتافت و كليد شهر و قلعه را بخدام سپهر احتشام سپرده مورد توجهات شاهانه گشت و خاقان مظفرلوا ايالت آن ولايت را به بوداق خان قاجار رجوع فرموده عنان عزيمت بصوب مراجعت منعطف گرداند و چون ماهيچهء علم ستاره حشم از آن سفر مراجعت كرده پرتو اقبال بر ساحت دار السلطنهء هرات انداخت واهمهء عظيم بر عبيد خان و سلاطين اوزبكيه و خوانين چنگيزى نژاد استيلا يافته ايلچيان سخندان با تحف فراوان بدرگاه سلطنت آشيان فرستاده از جرأت و جلادت سابق عذر خواسته به نهيب فتح